فوتبال زنان
فوتبال بانوان. فوتبال خانمها. فوتبال زنان یکی از پرطرفدارترین وزرشهای تیمی میان زنان در اکثر کشورها به شمار می رود، و یکی از چند وزش تیمی زنانه است که دارای لیگ حرفه ای می باشد.
تاریخچه فوتبال زنان
مدارک نشان می دهد که بانوان از زمانیکه فوتبال وجود داشت، این وزرش را انجام می دادند. تصاویر نقاشی شده ای در چین موجود است که زنانی که تسو چو (Tsu Chu) - اولین شکل فوتبال - بازی می کنند را نشان می دهد.
اما اولین مسابقه فوتبال زنان که به ثبت رسیده در قرن دوازدهم میلادی در فرانسه بین دو تیم محلی بوده. همچنین رقابتی سالانه در Mid-Lothian اسکاتلند در دهد 1790 ثبت شده است. در سال 1863، با پیدایش اتحادیه فوتبال انگلیس، قوانینی نیز وضع شد تا محدودیتهای در زمین بازی ایجاد کند تا زنان با شرایط مناسبتر بتوانند فوتبال بازی کنند.
اولین بازی فوتبال زنان که رسما تحت نظارت یک اتحادیه انجام شد، در شهر گلاسکوی اسکاتلند در سال 1892 برگزار گردید. در انگلستان نیز سه سال بعد (یعنی در سال 1895) فوتبال زنان اولین بازی رسمی خود را ثبت کرد.
اولین باشگاه فوتبال زنان
اولین باشگاه فوتبال زنان در سال 1894 توسط نتی هانیبال (Nettie Honeyball) این باشگاه British Ladies Football Club نام داشت.
جام جهانی فوتبال زنان
اولین جام جهانی فوتبال بانوان در سال 1991 به میزبانی چین برگزار شد که تیم ملی فوتبال زنان ایالات متحده آمریکا برنده این جام شد. جام جهانی فوتبال زنان مثل جام جهانی مردان هر چهار سال یکبار برگزار می شود.
فوتبال زنان در ایران
شروع فوتبال زنان در ایران به سال 1970 میلادی بر می گردد. در ان زمان، بانوان ایرانی علاقه خود به انجام بازی فوتبال را با ورودشان به تیمهای محلی و خیابانی آقایان نشان دادند. در همان سالها مربیانی از سراسر جهان به کلاسهای آموزشی فیفا دعوت شدند که مربیان ایرانی نیز جزو انها بودند. در طی این کلاسهای مربیان توانستند مسابقه تیم ملی زنان با تیمهای زنان سنگاپور، کره و هند که همزمان برگزار می شد را ببینند. این موضوع محرکی بود تا سران فوتبال ایران بیشتر به فکر فوتبال زنان در کشورشان باشند.
باشگاه تاج (استقلال کنونی) اولین باشگاهی بود که برای بانوان نیز کلاسهای تمرینی ارایه کرد. این موضوع باعث شد تا باشگاه های دیگر مثل پرسپولیس، دیهیم و عقاب نیز دربهای خود را برروی فوتبال بانوان باز کنند. با بالا رفتن تعداد فوتبالیستهای زن ایرانی، فدراسیون فوتبال ایران به فکر تشکیل و سازماندهی تیم ملی زنان ایران اقتاد و چندی بعد اولین تیم ملی فوتبال زنان ایران تشکیل شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979، فوتبال زنان در کشور تقریبا به دست فراموشی سپرده شد. اما در سال 1993 فوتبال زنان در ایران با مسابقات فوتبال سالنی (فوتسال) که دانشگاه الزهرا برگزار کرد، جان دوباره گرفت. سالهای بعد این ورزش روباره در میان بانوان ایرانی طرفدار پیدا کرد و تورنتمهای فوتسال زیادی در سطح دانشگاهی و کشور برگزار شدوهم اینک شاهد رشد روزافزون فوتسال ودر کنار آن رشد فوتبال در بین زنان ایرانی می باشیم.
نوشته شده توسط نریمان یوسفی در ساعت 12:18 در شنبه شانزدهم آذر 1387

قسمتی از فرهنگ واژگان فوتبال آلمان
اگر حين مسابقه اى در يك ورزشگاه كنار يك آلمانى بنشينيد يا زيرنويس برنامه هاى تلويزيونى را پيگيرى كنيد خيلى زود متوجه عبارات و اصطلاحات بومى خواهيد شد كه خاص مردم و فوتبال كشور آلمان است.آلمانی ها مثل همه نقاط دنیا اصطلاحات خاص فوتبالی و آداب و رسوم ویژه خود را دارند که از گوجه توی چشم تا تخم مرغ نیم بند را شامل می شود! با هم به مرور تعدادی از آنها مینشینیم تا با فرهنگ فوتبال آلمان بیشتر آشنا شویم.
در آغاز مطلب به عنوان نگارنده لازم میدانم که خاطر نشان کنم ، همانطور که دوستان گرامی اشراف کامل دارند ، بدیهیست که ترجمه ضرب المثل ها و عبارات خاص یک زبان در زبان دیگر ممکن است آن حلاوت و معنا را نرساند.از این رو ممکن است برخی از اصطلاحات چندان جالب به نظر نرسند که کاملآ طبیعی است.
زیرا امکان دارد آن عبارت ریشه در فرهنگ کلی و هنجارهای اجتماعی جامعه آلمانی زبان داشته باشد که سایر ملل از آن بی اطلاع هستند.هر چند که سعی شده تا آنجا که امکان دارد با تحقیق و کنکاش ریشه عبارات مذکور هم به اطلاع خواننده برسد.
گوجه توى چشميكى از از عباراتى است كه درمورد داورانى كه صحنه يك خطاى فاحش را نمى بينند و همچنين در مورد افسران پليس يا همسرانى كه چشم خود را روى اتفاقات كاملاً محرز مى بندند به كار مى رود.
بدشانسىواژه اى است كه ماجراى آن از تلويزيون هاى سياه و سفيد شروع شده. در آن زمان داوران كارت قرمز را از جيب پشت و كارت زرد را از جيب جلوى سينه خود در مى آوردند تا بيننده متوجه نوع كارت شود.در یکی از مسابقات داور که به صورت تصادفی کارت ها را جابجا درون جیب ها قرار داده بود،به صورت غیر عمد کارت قرمز را از جیب روی سینه خود خارج کرد و به بازیکن نشان داد...! و از آنجا که مطابق قوانین رای داور به هیچ عنوان برگشت پذیر نیست،بازیکن مذبور ناچار از بازی بیرون رفت.
این خاطره جالب در فوتبال آلمان به صورت یک ضرب المثل در آمده است.و در مواردی به کار میرود که بازیکن یا تیمی به دلایل نامتعارفی که اصطلاحآ از در و دیوار ببارد و تابع قواعد معمول بازی نیست،ناکام میشود.مشهورترین این موارد در سالیان اخیر،ناکامی های لورکوزن وشالکه در رسیدن به قهرمانی در روز آخر بوده است.بویژه شالکه که در یک مورد با گل تساوی بایرن در دقیقه 92 از آخرین مسابقه فصل،قهرمانی را از کف داد!
جنگ تن به تنمربوط به فوتبال آلمان است كه آمار نبردهای تك به تك به دقت محاسبه مى شود. به اعتقاد بیسنته ليزارازو مدافع فرانسوی اسبق بایرن مونیخ، اين ويژگى، كاملاً مختص فوتبال آلمان و عصاره آن است.
بازيكن پر قو يا نازپرورده (1)، اصطلاحى براى توصيف بازيكنانى است كه هميشه براى عملكرد ضعيف خود انبوهى توجيه رديف مى كنند و از هوا و زمين و ... ايراد مى گيرند اما هنگامى كه همه شرايط خوب باشد، عالى بازى مى كنند. اين بازيكنان در زندگى شخصى موفق هستند، هواداران دوستشان دارند و مربيان لوسشان مى كنند. عبارت مذكور بيشتر در مورد خارجى ها بويژه برزيلى ها به كار مى رود.
هواى والترىعبارتى براى توصيف شرايط بد آب و هوايى بويژه باران است. ريشه اين اصطلاح به هنرنمايى فریتز والتر بازیکن کایزرسلاترن و كاپيتان وقت تيم آلمان غربى در فينال جام جهانى ۱۹۵۴ برمى گردد كه در چنین شرایط جوی تيمش را به پيروزى ۲-۳ مقابل مجارستان نايل كرد.معروف بود که والتر در چنان شرایط جوی بسیار بهتر بازی میکند بطوری که خود او نیز کم کم به این موضوع معتقد شده بود.فریتز والتر چندی پیش درگذشت و باشگاه کایزرسلاترن نام آن اسطوره فقید را بر ورزشگاه خود گذارد.
معجزه برناشاره به رقابت هاى جام جهانى سال ۱۹۵۴سویس دارد كه در آن كشور جنگزده آلمان دوباره روى پاى خود ايستاده و موفق شد انزواى تحميلى بعد از جنگ جهانى دوم را بشكند. با اين قهرمانى معجزه اقتصادى نيز در آلمان رخ داد.تیم آلمان در آن مقطع پس از جنگ و شرایط اسفبار اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی در فینال پس از دریافت دو گل از مجارستان -بهترین تیم وقت جهان با رکورد دو سال بدون شکست-در نهایت به طرز معجزه آسایی سه بر دو پیروز شد وقهرمان جهان شد.تیم مجارستان در همان تورنمنت در دور اول 7 گل به آلمان زده بود!
پاس خوب(2) اصطلاحى است كه از ورزش وارد سياست آلمان شده و به اين معنى است كه يك حزب يا شخصيت سياسى به خاطر مشاوره هاى خيلى خوبى كه دريافت كرده، شانس پيروزى در انتخابات يا يك جنگ سياسى را بدست آورده است.
تخم مرغ نيم بند در مورد بازيكنى كه كمبود توجه و روحيه دارد به کار میرود.
آنهایی که فقط دوش آب گرم میگیرنداصطلاحیست که تماشاگران آلمانی به بازیکنان همیشه ذخیره میدهند!که البته بسیار نا عادلانه به نظر میرسد.البته جنبه طنز این موضوع هم کم نیست.ریشه آن هم به کتابی برمیگردد که اشتفان انگلز یکی از بازیکنان ذخیره تیم کلن در سالهای دور به کمک دوستانش -بازیکنانی از تیم بیرمنگام سیتی انگلیس و مودنای ایتالیا -در مورد سرگذشت بازیکنان ذخیره فوتبال و ماجراهایی که برای آنها پیش می آید نوشته و روانه بازار کرده بودند.در بخشی از این کتاب اشاره شده بود:از دقیقه 30 به بعد مربی بارها دستور گرم کردن میدهد.گاهی بسیار بیشتر از بازیکنان درون زمین دور استادیوم میدوی و پا به پای آنان خسته میشوی اما کسی توجهی نمیکند.دقیقه نودم است و تو هنوز میدوی!هیچ کس به تو خسته نباشید نمی گوید جز تماشاگران شیطانی که نزدیک به زمین نشسته اند آن هم بابت شوخی یا تمسخر! و در پایان هم با سایرین برای دوش گرفتن میروی...بازی تمام شده!...
بچه نق نقوبازيكنى است كه هميشه درحال اعتراض به داور است و اولین بار در مورد اندی مولر به کار رفت.هواداران تيم رقيب اغلب بسته هاى پوشك نوزاد را به طرف اندرياس مولر بازيكن سابق يوونتوس و شالكه پرتاب مى كردند چون يك بار بعد از اينكه از لوتار ماتيوس سيلى خورده بود، از درد گريه مى كرد! او عادت داشت هميشه به داور اعتراض كند.
سلطان شيرجه روهاتوصيف بازيكنانى است كه براى گرفتن پنالتى خود را به زمين مى افكنند و تظاهر به سرنگونى مى كنند.این اصطلاح در مورد رودی فولر به وجود آمد و ماندگارشد.به طوری که همه ساله در پایان مسابقات در کنار سایر آمارها و عناوین، عنوانی هم به این شکل به بازیکنی داده می شود.جالب است بدانید این عنوان درفصل7-2006 بوندسلیگا به مهدی مهدوی کیا بازیکن ایرانی هامبورگ رسید!
شوالبه(3)نام نوعى پرنده شبيه چلچله در زبان آلمانى است كه روى زمين به آرامى راه مى رود.ودر مورد بازیکنان بی حال و تنبل به کار می رود.
قوى مرده اصطلاحى براى توصيف بازيكنانى است كه با دست هاى باز خود را روى زمين انداخته و نمايش بازى مى كنند تا پنالتى بگيرند.
بطرى واژه اى است كه هواداران و روزنامه نگاران در مورد بازيكنانى به كار مى برند كه عملكرد ضعيفى دارند. تمامى ۱۱ بازيكن آلمان بعد از حذف اين تيم از دور نخست رقابت هاى یورو۲۰۰۰ به اين نام ملقب شدند.
گل ویمبلى يادآور گل جنجال ساز جف هورست در وقت اضافه ديدار انگليس - آلمان غربى در فينال جام جهانى ۱۹۶۶ است كه به زير ميله دروازه برخورد كرده ونزدیک خط دروازه فرود آمد . داور آن صحنه را به عنوان گل پذيرفت در حاليكه بسيارى از آلمان ها هنوز هم معتقدند توپ از خط دروازه عبور نكرد و به این شکل تک قهرمانی جهان انگلیس آنهم در خاک خودش با اما و اگر به دست آمد.
ویمبلیتور اصطلاحیست که پس از همان پیروزی مشکوک و غیر منصفانه انگلیس در مورد تیم هایی به کار میرود که ناعادلانه پیروز میشوند.
قيصر یا خدای فوتبال در مورد فرانس بكن باوئر باب شد. وى در سال ۱۹۷۴ به عنوان بازيكن و سال ۱۹۹۰ وقتى سرمربى تيم آلمان بود به قهرمانى در جام جهانى دست يافت. تلاش و لابى هاى او موجب شد آلمان ميزبانى جام جهانى ۲۰۰۶ را نيز بدست آورد.
دلقك آبگوشتى لقبى بود كه اولى اشتين دروازه بان ذخيره تيم آلمان در جام جهانى ۱۹۸۶ به بكن باوئر داده بود چون از نشستن روى نيمكت ذخيره تيم راضى نبود.اشتين اين لقب را از يك آگهى سياه و سفيد تلويزيونى كه بكن باوئر در دهه ۱۹۶۰ براى يك كمپانى مواد غذايى انجام داده بود، درآورد. وى از تيم اخراج شد.
نشان دادن انگشت وسط نوعى توهين وارداتى بود كه اشتفان افنبرگ در جام جهانى ۱۹۹۴ انجام داد و آن را به فوتبال آورد. افنبرگ وقتى در ميان اعتراض تماشاگران آلمانى از زمين بيرون كشيده شد اين حركت ناشايست را انجام داد و توهين جديدى را ابداع كرد.به طورکلی افنبرگ سابقه ای طولانی در جنجال آفرینی و هیاهو داشته و در این زمینه با ینس لمان رقابت دارد!وی در جریان یکی از همین کشمکش ها ترجیح داد از تیم ملی برای همیشه خداحافظی کند.در یکی از موارد مشهور،در اواخر دهه نود،وقتی دولت آلمان حمایت خود را از کمپانی تلویزیونی کرخ (دارنده امتیاز پخش تلویزیونی بوندسلیگا)قطع کرد و این موضوع منجر به ورشکستگی کمپانی مذبور شد(موضوعی که نقشی بسزا در افت کمی درآمد ها و چرخش پولی بوندسلیگا داشت و کمتر کسی به آن توجه دارد.شکافی که آثار آن هنوز دیده میشود)،سازمان لیگ تصمیم به پایین آوردن سطح دستمزد بازیکنان فوتبال و وضع قوانینی از این دست گرفت.افنبرگ طی اظهار نظری جنجالی اعلام کرد بهتر است دولت بجای اینکار مستمری بیکاران مفت خور را قطع کند که بدون کار کردن درآمد دارند!جامعه ورزشی آلمان از این اظهار نظر در بهت فرو رفت و مواضع سختی علیه افنبرگ گرفته شد.در اولین مصاحبه پس از این موضوع،در حالی که انتظار میرفت افنبرگ از جامعه بیکاران و مستمری بگیران عذر خواهی کند،او گفت: هر روز صبح که از خواب بیدار میشوم،به یاد این موضوع می افتم؛سپس صورتم را در آینه نگاه میکنم و باور کنید ذره ای خجالت نمیبینم!
"هی.. برو بیرون تلفن کارِت داره"جمله ایست که تماشاگران آلمانی (که عمومآ افراد مودبی هستند)در بدترین حالت اعتراض به داور بعد از اشتباه در قضاوت میگویند.
کمد بهتر نبود؟جمله ایست که برخی تماشاگران آلمانی به طنز در استادیوم ها فریاد میکشند.زمانی که دروازه بان درون دروازه در یک مسابقه اشتباهات بسیار فاحشی مرتکب شود و شکست تیم را باعث شود،آنها به طعنه سوال میکنند که آیا بهتر نبود به جای این شخص یک کُُمُد دو در داخل دروازه میگذاشتیم تا شاید گاهی به صورت تصادفی با باز کردن در هایش توپ را بگیرد؟!!
ون در وارت خائن شعاری بود که تماشاگران تیم هامبورگ علیه رافائل ون در وارت کاپیتان هلندی تیم سر دادند.او در ابتدای فصل جاری در حالی که همه را بابت ماندنش در تیم مطمئن کرده بود،در یک محفل خصوصی از رفتن به والنسیا خبر داد و با پیراهن این تیم چند عکس گرفت!در اولین مسابقه پس از این ماجرا،با فریادهای تماشاگران خشمگین هامبورگ که کلمه خیانت را که در زبان آلمانی با نام او هم قافیه است (4)به طرز جالبی میکس کرده بودند مواجه شد.
مهمانان ویژه از دیر باز در ورزشگاه های آلمان مرسوم بود که افراد معلول اجازه داشتند با ضوابط خاصی بدون محدودیت با صندلیهای چرخ دار خود در کنار زمین حاضر شده و به تماشای مسابقه بپردازند.البته این رسم امروزه و در سالیان اخیر به نحو چشمگیری کمرنگ شده است چرا که با ساخت استادیوم های جدید توسط برخی تیمها و سبک و سیاق آنها که فاقد فضای اضافه حائل بین صندلیهای تماشاگران و زمین است،انجام این رسم عملاً امکانپذیر نمی باشد.
نورکوزن(5)این لقب در مورد تیم بایر لورکوزن و در طعنه به این که این تیم هرگز قهرمان نمی شود ابداع شد!لورکوزن در سالیان طولانی فعالیت خود از 1904 هرگز قهرمان لیگ نشده و تنها یک قهرمانی جام یوفا را در پرونده خود دارد.در حالی که همواره تیمی مطرح و مدعی بوده.این تیم در ابتدای دهه جاری نیز یکبار در هفته آخر و با شکستی ناباورانه از اونترهاخینگ قهرمانی را به بایرن واگذار کرد و سال بعد اوج بدشانسی خود را به نمایش گذارد و در حالی که در بوندسلیگا مدعی بود،به فینال جام حذفی رسیده بود،ویک پای فینال لیگ قهرمانان نیز بود،در هر سه مورد دوم شد!از آن پس هواداران رقبا علاوه بر لقب بایر نورکوزن،عنوان تیم همیشه دوم را نیز در وصف بی کفایتی (یا بد شانسی)این تیم ابداع کردند.لازم به ذکر است از این تیم در آلمان با عنوان لیورکوزن(6) نیز یاد میشود.
قلک عبارتی کنایه آمیز در مورد ماریو باسلر بازیکن سابق بایرن.او بارها به بی انگیزگی متهم شده بود. وگسلر مربی فقید آلمانی که زمانی در نشریات قلم میزد در مقاله ای انتقادی در اشاره به باسلر نوشت:او مانند اسباب بازی های قلک دار درون شهر بازی ها شده!بایرن باید درون او پول بیندازد تا بلکه حرکت کند...!این لقب را طرفداران تیم های رقیب رها نکردند و همواره در مورد باسلر به کار میبردند.باسلر سرانجام از بایرن اخراج شد و به لاترن پیوست.
میمون در اشاره به الیور کان اسطوره دروازه بانی بایرن به کار میرود.البته نه به معنای توهین آمیزی که در فارسی رواج دارد.بلکه به علت انعطاف بالای فیزیکی و دستان کشیده و بلندی که همواره بالاتر از سر بازیکنان حریف توپ را میقاپد.البته تماشاگران حریف در برخی موارد از این عنوان سوء استفاده کرده و به شوخی یا جدی به او موز تعارف میکنند.در یک مورد،پس از آنکه بایرن در دور گروهی لیگ قهرمانان شکست خورد و حذف شد ،دراولین مسابقه از لیگ در زمین فرایبورگ آماج توهین ها و جسارت تماشاگران قرار گرفت و کان از ناحیه سر دچار شکستگی شد.پس از مسابقه در مورد آن پیشامد و رخدادهای اینچنینی گفت:آنها(تماشاگران فرایبورگ)تمام بازی به ما توهین کردند و ما را بی عرضه(به دلیل حذف از لیگ قهرمانان)خواندند.اما این منصفانه نیست ما هر سال تا مراحل بالا پیش رفتیم و افتخارآفرینی کردیم.اما خب این چیزها در فوتبال طبیعی است .
دلیلی ندارد که فراموش نکنم.راست این است که زمین فوتبال جای دست دادن و شوخی و خنده و ردوبدل کردن کادو و گل نیست! بلکه کارزاری بسیار جدی است که ممکن است از این اتفاق ها هم در آن بیفتد.مدت ها بعد ماتراتزی مدافع جنجال ساز تیم ملی ایتالیا در حالی که سعی میکرد عمل خود را در فینال جام جهانی 2006 موجه یا لااقل غیرارادی جلوه دهد و در برابر دوربینها و خبرنگاران رسانه های دیداری و شنیداری جهان از خود دفاع کند،ابتدا به این حرف الیور کان استناد کرد وسپس گفت:بله،کسی که این حرف را زده بازیکن بزرگیست!حقیقت این است که زمینهای فوتبال این روزها جای فحش دادن و ناسزا شنیدن،تهدید شدن و زهرچشم گرفتن شده اند...!
نوشته شده توسط نریمان یوسفی در ساعت 12:15 در شنبه شانزدهم آذر 1387
